به نام خدا
توی مسیر رفت و آمد روزانه ام به محل کار و منزل ، خونه هایی رو می بینم که متروک شدند و در حال تخریب هستند. بعضی هاشون ، خیلی قدیمی اند. شاید نزدیک به 50 یا 60 سال پیش. وقتی به این خونه ها ن
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا یک :بالاخره بعد از حدود دو دهه ، همینطور هفت سال مدیریت ، قرار هستش که احتمالا در روزهای آینده ، شغل فعلی خودم رو ترک کنم و به عنوان مشاور ، سال های پایانی خدمتم رو ادامه بدم. این جا ، محل
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدا
خلاقیت ، فکر کردن ، شعر و بطور کلی زیباشناسی ، رابطه مهمی با فضای زندگی داره. من فکر می کنم ، بیشتر فکرهای بزرگ و آثار ماندگار ، علاوه بر این که در شرایط فکری و روانی مناسب و آرام خلق شده
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خدابا باد ، حرف ها دارم ، درباره روستای مان ، درباره مزرعه ای کنار رودخانه ، درباره مسیری رویایی که هر بهار به آنجا می رفتم.از کنار یک مزرعه قدم می زدم و در مسیر رودخانه ای که از کنار یک باغ می گذشت ، رویای آینده ام را می ساختم ، درباره اتاقی که بهترین ساعت تمام عمرم و بهترین گفتگوی تمام زندگی ام ، گذشت ، و صدای برگ های درختی در باد ، که ا
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
اینجا وبلاگ مردی است که شش سال است در تنهایی اش می نویسد.درباره اتفاق تلخی که برایش روی داده است. ایده شروع به کار این وبلاگ در سال 1391 ، شکل گرفت. زمانی که در حیرت تمام به زندگی ام و اتفاقاتی که موجب فروپاشی زندگی و همه رویاهایم شد نگاه می کردم. درد مصیبتی که به من وارد شد ، آنچنان سنگین بوده و هست که تا مدت ها ، شگفت زده بودم و در تلاش بودم که خودم را
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور
به نام خداسال نو مبارک. امیدوارم که سال خوبی برای همه باشه. در همین شروع سال می خوام مثل همیشه دعا کنم ، امسال برای کسانی که من و خودشون رو برای این که زمانی در گذشته زندگیشون بودم ، ملامت و سرزنش می کنن ، سالی پر از شکوه خوشبختی و سعادت باشه. اونقدر در خودشبختی غرق بشن و اونقدر شاد باشن که من براشون حتی به اندازه یک نقطه سیاه هم در صفحه سفید زندگی شون نباشم
برچسب:
نویسنده: مینا موسویپور